تحصیل کودکان مهاجر در ایران فرصت است یا تهدید؟

طاهره پژوهش

تلفن خانه کودک زنگ می زند. صدای زنگ تلفن در میان هیاهوی بچه ها که یکی مداد می خواهد و یکی توپ و دیگری از انتخابات شورای دانش آموزی می پرسد، گم می شود. گوشی را بر می دارم، صدایی هیجانزده می گوید: سلام خانم! من عبدالفتاح هستم. از کابل زنگ میزنم. فقط می خواستم بگم من رشته اقتصاد دانشگاه کابل قبول شدم.

...

تحصیل کودکان مهاجر در ایران به یک مشکل پیچیده و کلافی سردرگم تبدیل شده است. درحالی که آموزش و پرورش برای تحقق و اجرای اصل سی ام قانون اساسی، مبتنی بر فراهم کردن وسایل آموزش وپرورش رایگان برای همه تا پایان دوره متوسطه و ماده 26 پیمان نامه حقوق کودک مبتنی بر اجباری کردن و در دسترس قراردادن آموزش ابتدایی رایگان برای همه، موظف است امکانات لازم را برای تحصیل همه کسانی که در جغرافیای ایران زندگی می کنند، فراهم کند. سال ها از حضور آنان در مدارس دولتی ممانعت می شد تا اینکه به دستور مقام معظم رهبری در سال 94 اعلام شد که  همه کودکان افغانستانی با کارت آموزشی می توانند در مدارس ثبت نام کنند. متأسفانه گرفتن کارت در فرصت های تعیین شده مشکلات زیادی دربرداشت و آموزش و پرورش در سال گذشته تنها موفق به ثبت نام 48  هزار دانش آموز جدید افغانستانی شد که در مقایسه با جمعیت میلیونی مهاجران غیرقانونی رقم ناچیزی است.

 

آموزش، ابتدایی ترین حق انسان است که بتواند با اتکا به آن آینده و چشم انداز روشنی برای خود تصویر کند. ایجاد فرصت آموزش برای همه کودکان و سیاست گذاری آموزشی براساس اصول عدم تبعیض در آموزش می تواند زندگی کودکان را متحول کند و از آنان انسان هایی توانمند و خلاق بسازد.  متأسفانه از سال 86 دیدگاهی مطرح شد مبنی بر اینکه اگر امکانات آموزشی برای کودکان مهاجر به ویژه مهاجران افغانستانی فراهم شود، تعداد مهاجران افزایش می یابد و تحصیل کودکان برای کشور تهدید است. این دیدگاه آ نقدر قدرت داشت که مدارس خودگردان را منحل کردند و حتی سازما ن های غیردولتی را از آموزش این کودکان محروم از تحصیل برحذر داشتند و تهدید به تعطیل شدند. اکنون 10 سال از آن تصمیم غیرکارشناسانه گذشته است و ما همچنان شاهد گسترش موج مهاجرت قانونی و غیرقانونی  نه تنها به ایران بلکه به سایر کشورها هستیم. سیاست گذاران باید به دلایل مهاجرت دقت نظر بیشتری داشته باشند. این دسته از مهاجران نه برای تحصیل کودکانشان، بلکه به علت جنگ و فقر اقتصادی مهاجرت می کنند. متأسفانه ناآگاهی و فلاکت های ناشی از جنگ و فقر آنان را وادار کرده است که برای زندگی بهتر و امنیت از دریاها بگذرند و کودکان غر ق شده بسیاری، فرصت زندگیشان فدای ناآگاهی والدینشان می شود. اکنون شاهد مهاجرت کودکانی هستیم که تنها و بدون خانواده برای تأمین معیشت خانواده در افغانستان راهی ایران می شوند و  با شرایط دشوار در محل کار و ساعات طولانی کار در کارگاه های تولیدی و بازار مشغول به کار می شوند.  برای این دسته از کارگران کوچک مهاجر که متأسفانه سنشان به هفت سال هم رسیده است، نه قانون کاری وجود دارد و نه بیمه ای لحاظ میشود . به همین دلایل این نیروی کار ارزان برای کارفرماها موقعیت تولید محصول ارزان را فراهم می کند.

می توان ادعا کرد که بار اقتصاد زیرزمینی و کارهای سخت عمدتا بردوش مهاجران سنگینی می کند. این شرایط، بازار کار بدون نظارت و غیرشفافی را پدید آورده است.  با جذب این دسته از مهاجران به مراکز آموزشی و آموزش مهارت های گوناگون )حرفه آموزی و مهار ت های زندگی، ورزش و غیره) به آنان  از غلتیدن آنان به کارهای غیرقانونی و غیرشفاف پیشگیری می کنیم. سا ل ها تجربه کار با کودکان کار مهاجر در انجمن حمایت از حقوق کودکان به من آموخته است که تنها آموزش باکیفیت می تواند فرهنگ صلح، عدم خشونت، گفت وگو و تفاهم بین فرهنگی را پدید آورد.  آموزش کودکان مهاجر فرصت است. بسیاری از دانش آموزان مهاجر که در خانه های کودک درس خواندند و به افغانستان بازگشتند،  اکنون در دانشگاه کابل درس می خوانند و تعداد انگشت شماری نیز بورس پزشکی گرفته و در ترکیه پزشکی می خوانند. آنان همواره از ایران و انجمن که راه را برای آموزش آنان گشود، به مهربانی یاد می کنند و می گویند با  هم زیستن و از هم آموختن را از خانه کودک آموخته اند.  برخی از آنان شغل های مناسبی در ادارات دولتی دارند و به مدرکی که از ایران گرفته اند افتخار می کنند. برخی از دختران با حضور در کلاس های حرفه آموزی موفق شد ه اند درآمد مستقلی برای خود داشته باشند و زندگی خودشان را اداره کنند. آموزش می تواند توانمندی های کودکان مهاجر را کشف کند و با رشد توانمندی هایشان نه تنها باری بر دوش جامعه نباشند، بلکه با مشارکت فعال در جامعه از مشکلات جامعه میزبان بکاهند. برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی، برای پیشگیری از سو ءمصرف مواد مخدر، برای پیشگیری از داعشی شدن و تهدید امنیت از فرصت آموزش می توان بیشترین بهره ها را برد. با به رسمیت شناختن مهاجران و ایفای وظایف قانونی و انسانی مان، آنان را با حقوق شهروندی آشنا کنیم و مطمئن باشیم که شهروند مسئول، تهدید نیست. 

 

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to Twitter