گزارش جشن 15 آذر به مناسبت روز داوطلب

جشن 15 آذر به مناسبت روز داوطلب در محل ساختمان انجمن با شرکت داوطلبین انجمن برگزارشد.خانم طاهره  پژوهش جشن را با خوش آمد گویی و تبریک روز داوطلب افتتاح کردند. در شروع مراسم خانم مینا داودی نوازنده سه تار با قطعه ای موسیقی فضا را تلطیف کرد.

 

 

 سپس خانم دکتر دولت آبادی در ارتباط با کار داوطلبانه و تاثیر آن بر زندگی شخصی و اجتماعی داوطلب صحبت کردند.

در بخش بعدی مراسم تعدادی از داوطلبین خاطراتی از کارخود تعریف کردند ازجمله خانم حیدری مدیر خانه کودک شوش که ازسختی­های کار با کودکان و درعین حال لذتبخش بودن کار صحبت کرد . او گفت" چند روز پیش در حالیکه واقعا خسته از کار و مشغله فکری فکری بودم و احساس میکردم که دیگه توان انجام هیچ کاری را ندارم یکی از بچه ها اومد پیش من و گفت خانم من یه هدیه براتون آوردم" او بانشان دادن نقاشی کودک به جمع گفت: دوستان این هدیه و نگاه به این نقاشی انگار مرا دوباره زنده کرد و تمام خستگیها از تنم بیرون رفت . ما از این لذت های فراموش نشدنی خیلی زیاد داریم.

خانم ماژجو داوطلب خانه کودک ناصرخسرو با یادآوری روزی که حدود یکسال و نیم پیش برای اولین بار به خانه ناصر خسرو رفته بود گفت : " اون روز من با خودم می گفتم؛ یعنی ممکنه که من بتونم صبح به این زودی؛ در یک همچین محیطی بیام و کارکنم ؟ ولی امروز فکرمیکنم که اونجا فقط خانۀ کودکان مهاجر و بی بضاعت نیست؛ اونجا خونۀ منم هست ." او در ادامه گفت که"  یه روز به بچه ها گفتم که هرکدام یک پنج ضلعی بکشند و یکی از بچه ها پنج ضلعی ای کشیده بود که مرا شگفت زده کرد . در واقع پنج تا ضلع داشت؛ ولی متفاوت با همه آنچه که من تا اون موقع دیده بودم. این کودک با رسم این شکل مرا که 16 سال تجربه کار ریاضی داشتم؛  متحول کرد و از اون روز دنیای من و چارچوب های زندگی من تغییر کرد."  او با یا دآوری یک سفر تفریحی که با کودکان داشت گفت که"اون روزیکی از دوستان ما ازکودکی پرسید که تو چطور اومدی ایران و او داستان غم انگیزی از سفر 22 روزۀ خود  تعریف کرد . دوستمان از او پرسید که خب اگه اینجا خانه کودک نبود اونوقت تو چه کار می کردی؟ و کودک ما خیلی قاطعانه به او جواب داده که خانه کودک همیشه هست ؛ نمیشه که نباشه" و باز  درپاسخ دوست ما که به او میگوید: چرا بجای اینکه بیای خونه کودک نمیری با دوستات پارکی جایی بازی کنی؟ جواب میده که میدونی آخه من خانه کودک رو خیلی دوست دارم . و اونجا بود که من با خودم فکر کردم که چقدر خوبه که من هستم . چه خوبه که من وجود دارم.  و این حس خوب را حتی اگه قراره من فقط در هفته دو ساعت تجربه کنم دوست دارم این دو ساعت ها برای تمام مدت زندگیم ادامه داشته باشد و به همین دلیله که بازم میگم؛ خانۀ کودک فقط خانۀ کودکان ما نیست خانه خود ما هم هست."

 

 در بخش بعدی برنامه از خانم مینا نوازندۀ سه تاردرخواست شد که با میهمانان یک همخوانی اجرا کند که البته این همخوانی بسیار مورد استقبال قرارگرفت و مدعوین را به وجد آورد.

در قسمت دیگری ازمراسم سه نفر از کودکان شوش و ناصر خسرو که هم اکنون در مدارس دولتی در حال تحصیل هستند از خاطرات خود با انجمن و حمایت­ هایی که از جانب انجمن شده بودند صحبت کردند و هرسه آنها آرزو کردند که روزی بتوانند درجایگاه داوطلب حمایت از حقوق کودک باشند، که البته خانم بزرگمهر مجری برنامه ضمن تشویق و تشکر از کودکان متذکر شد" که شما همین الان هم از داوطلبین فعال خانه های ما هستید."

در بخش پایانی مراسم از خانم نجفی از اعضای سابق انجمن دعوت شد که صحبتی با حضار داشته باشند و او در ابتدا یادی کرد از خانم توران میرهادی بزرگ بانوی تاریخ معاصر ایران و یاد آوری کرد که تاسیس انجمن مرهون همت و همکاری  خانم میرهادی بوده است . اودر خاتمه سخنان خودکارداوطلبانه را به تابلوی شور زندگی ونگوک تشبیه کرد و گفت از آنجا که کار من نقاشی است و من اعجاز رنگ ها را می شناسم کار داوطلبانه را به مثابه نقاشی و هنر رنگها می بینم که در انسان شور زندگی می آفریند.

قابل توجه اینکه در و دیوار انجمن آراسته شده بود به تابلوهایی از نقاشی کودکان و در واقع ساختمان انجمن تبدیل شده بود به نمایشگاهی از نقاشی کودکان نقاشی هایی که با دیدن آنها حیرت زده میشدی که آیا اینها واقعا کار کودکان است؟ آن هم کودکانی که به قول خانم کعبی، مربی نقاشی، در ابتدای کار اصلا رنگ ها را نمی شناختند و یا به قول مسئول خانۀ کودک ناصر خسرو وقتی برای اولین بار به آنها دفتر نقاشی و مداد رنگی داده شد تعدادی از این بچه ها می گفتندکه "خانم  دفترمان خرابه، خط نداره"  و حالا همین کودکان این معجزه ها را آفریده اند و صد البته که این کار ممکن نمیشده مگر به همت و یاری داوطلبین دلسوز و کوشا که الحق کارشان ستودنی است.

در بخش پایانی این مراسم یک گروه موسیقی شامل سه نوازنده و یک تک خوان (آریا مهدوی تار، متین اسماعیلی آواز، حسن احمدی تنبک) قطعاتی ازموسیقی سنتی ایران اجرا کردند و در پایان نیز هدایایی از طرف انجمن دریافت کردند.

 

در خاتمه خانم عزیز پناه، رییس هیئت مدیره انجمن، از داوطلبین دعوت کرد که ضمن باز دید از نقاشی کودکان با غذاهای تدارک دیده شده از طرف انجمن از خود پذیرایی کنند.

 هنگام خروج میهمانان  از سالن به هر یک از آنها  یک شاخه گل نرگس و یک دفترچه یادداشت مزین به جلدی با نقاشی و دستنوشته های کودکان اهدا شد . و خانم عزیزپناه از داوطلبین خواست که دراین دفترچه ها خاطرات کاری خود با انجمن را بنویسند.  باشد که از دل این نوشته ها مستندی از کار  انجمن حاصل شود.  

 

     

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to Twitter