| خشونت عليه کودکان همچنان افزايش پيدا مي کند |
|
|
|
نزديک عيد بود، حدود يک ماه پيش. رفته بود فال بفروشد. منتظر بودند که برگردد خانه. شايد هم گم شده باشد به خاطر ضعف حافظه. خانواده «مرتضي» عادت داشتند. شماره تلفن خانه، هميشه روي دستش نوشته شده بود تا وقتي که فراموشي سراغش آمد، با خانه تماس بگيرد. حول و حوش 10 شب يا مي آمد خانه يا زنگ مي زد.اما آن شب نه زنگ زد و نه آمد. صبح، کنار ريل راه آهن جنازه اش پيدا شد. جنازه يي بدون لباس. يکي از لباس ها را بسته بودند دور گردن و ديگري را دور دست و پا. گزارش پزشکي قانوني هنوز نيامده، اما آثار آزار جنسي روي بدن او که تنها 9 سال داشته به وضوح ديده شده است. کنوانسيون حقوق کودک «نگراني جهاني نسبت به افزايش خشونت عليه کودکان، در جهان منجر به شکل گيري تلاش هايي شد که در نهايت اين تلاش ها منجر شد کنوانسيون حقوق کودک به وجود بيايد.» جاويد سبحاني جامعه شناس و عضو شوراي سياستگذاري خانه کودک با گفتن اين جملات، بحث در مورد حقوق کودک و خشونتي را که در جوامع مختلف در مورد کودکان در حال شکل گيري است، شروع کرد؛ «خشونت عليه کودکان را مي توان در دو عرصه عمومي و روابط نزديک خانوادگي مورد بررسي قرار داد. خشونت در عرصه هاي عمومي، امروزه شکل هاي تازه تري پيدا کرده است و استفاده از کودکان در باندهاي اقتصادي، هرزه نگاري و جنگ باعث شد کنوانسيون حقوق کودک به صورت جدي در عرصه جهاني دنبال شود.» بسياري از خانواده ها، فرزند پسر را به دختر ترجيح مي دهند. اين واقعيت تا حد زيادي در اطراف ما قابل لمس است. اين موضوع، پديده يي است که مي تواند، منجر به کودک آزاري شود. سبحاني هم مي گويد؛ «اگر بخواهيم در تحليل پديده کودک آزاري، اين موضوع را به روابط خانوادگي تقليل دهيم، موضوعي که بيش از ديگر موضوعات مورد توجه قرار مي گيرد، «پدرسالاري» است.پدر سالاري، باعث شکل گيري تبعيض جنسي و در نهايت نوعي کودک آزاري مي شود.» با اين وجود، او مشکل کودک آزاري را به مسائل خانوادگي محدود نمي کند؛ «مهم ترين موضوعي که بايد در تحليل پديده کودک آزاري مورد توجه قرار گيرد «روابط شهروندي» است، اينکه شهروندان، در روابط ميان شهروندي، براي کودک شخصيتي مستقل در نظر مي گيرند يا اينکه کودک را صرفاً مينياتوري از بزرگسالان مي بينند.» اينکه شهروندان براي کودک شخصيت و هويت مستقلي در نظر بگيرند، مي تواند پيامدهاي جدي مثبتي داشته باشد و البته عکس اين موضوع هم صادق است؛ «اگر فرض بر اين باشد که کودک به عنوان فردي مستقل، حقوقي خاص ندارد، در اين صورت نهادهاي مختلف حمايتي و حقوقي هم در برابر کودک، وظيفه خاصي ندارند. اما در جهاني که کنوانسيون حقوق کودک در آن تصويب شده است کودک بايد جدا از اينکه چه مذهب، مليت و خانواده يي دارد داراي حقوق خاص خود باشد. يعني جايگاه کودک در جامعه شرايط او را تعيين مي کنند و از آنجا که ايران هم کنوانسيون حقوق کودک را به صورت مشروط پذيرفته است، بايد اين حقوق به رسميت شناخته شود.» کنوانسيون حقوق کودک، يکي از ابزارهايي است که به کمک آن مي توان خشونت رو به رشد عليه کودک را کنترل کرد اما خشونتي که عليه کودکان در جوامع مختلف در حال رشد است تنها يک بعد ندارد. سياست هاي اقتصادي- اجتماعي هم مي تواند در اين موضوع دخيل باشد. «در شرايطي که سياست هاي اقتصادي- اجتماعي کودک را شهروندي درجه چندم حساب مي کند، به طور قطع برنامه يي جداگانه براي رفاه آنها به وجود نمي آيد. از طرف ديگر اگر سياست هاي اقتصادي- اجتماعي طوري باشند که در نتيجه آنها گروه هايي از جامعه طرد شده و به حاشيه رانده شوند، خرده فرهنگ فقر به وجود مي آيد. در شرايط فقر، اصل بر باقي ماندن مي شود و کودک در اين ميان بيشترين ضربه را مي خورد.» عضو شوراي سياستگذاري خانه کودک دلايل متعدد ديگري هم در مورد شکل گيري خشونت عليه کودکان يادآور مي شود؛ «فقر، همراه خود خشونت را هم مي آورد. بسياري از کودکان به دليل فقر، با رفتارهاي خطرناک روبه رو مي شوند، چون مجبور به کار کردن هستند و يک ميليون و هشتصد هزار کودک از چرخه تحصيل بازمانده اند چون بايد کار کنند. اين فرآيند هم مي تواند خشونت زا باشد.» آمارهاي نيمه کاره «آمار دقيقي در دست نيست.» اين جمله تکرار مي شود؛ هر بار که سراغ مسوولي مي روي تا در مورد آسيبي در جامعه آماري ارائه دهد. «کودک آزاري» هم از اين قاعده کلي مستثنا نيست. پس چاره يي نيست، جز تن دادن به آماري تقريبي؛ آماري که مربوط به نهادي خاص است. بنابر آمارهاي موجود در سال 85 حدود 163 مورد کودک آزاري به انجمن دفاع از حقوق کودکان گزارش شده است که 8/43 درصد از کودکان مورد آزار قرار گرفته پسر و 2/56 درصد دختر بوده اند. بيشترين نوع کودک آزاري با 6/70 درصد جسمي بوده است که از اين ميان، کتک زدن با کمربند، ضربه با دست، استفاده از کابل و سوزاندن، بيشترين روش کودک آزاري جسمي کودکان بوده است. 3/6 درصد کودک آزاري ها يا به عبارتي دومين رتبه، آزارهاي جنسي بوده است. اشکال ديگر کودک آزاري شامل 4/4 درصد فرار از خانه، 5 درصد اخراج از خانه، 4/4 درصد حبس در خانه و حمام، 1/3 درصد ممانعت از ملاقات با مادري که طلاق گرفته است و 5/2 درصد مسامحه و بي توجهي به نيازهاي اساسي کودک، 8/3 درصد سوءاستفاده از کودکان در تکدي گري و ممانعت از تحصيل بوده است. آمار افرادي که کودکان را از راه هاي مختلف مورد آزار قرار داده اند هم مي تواند آمار جالبي باشد؛ بيشترين آزار کودکان با 5/37 درصد توسط پدران صورت گرفته و مادران با 8/18 درصد رتبه دوم را داشته اند. ساير کودک آزاران به ترتيب، پدر و مادر به طور مشترک با 8/13 درصد، نامادري 6/10 درصد، مدير و معلم 3/6 درصد، ناپدري 4 درصد، ناپدري و نامادري با هم 7/3 درصد، موسسات نگهداري کننده از کودکان 5/2 درصد، مادر و ناپدري 9/1 درصد بوده اند. بسياري از روانشناسان و کارشناسان علوم رفتاري معتقدند کودک آزاري مي تواند زمينه ساز بزهکاري باشد. بررسي هاي به عمل آمده در کانون اصلاح و تربيت هم نشان مي دهد 99 درصد کودکان بزهکار داراي والدين زودخشم و مهاجم بوده اند و 80 درصد کودکاني که دست به خودکشي زده اند هم مورد شکنجه و آزار قرار مي گرفته اند. همچنين 90 درصد جواناني که به مواد مخدر روي آورده اند از آزارگري والدين و مربيان خود صحبت مي کنند. براساس آمار سازمان جهاني بهداشت در سال 1999 هم، چهل ميليون کودک زير 14 سال در سراسر جهان در معرض انواع کودک آزاري ها قرار گرفته اند. کودک آزاري و مشکلات رواني هر روز مي رفت براي فروختن فال. پدر «مرتضي» کارگر ساختمان است. شش ماه کار مي کند و شش ماه بيکار است. زمستان سال گذشته هم که سرد بود و يخبندان. پس پدر «مرتضي» بيکار بود. هر روز مي رفت فال بفروشد تا همان روز قبل از حادثه. مرتضي هفت خواهر و برادر داشت. خواهر و برادري که به دست هاي فال فروش او نگاه مي کردند. نگاه مي کردند تا روزي که شلوار را بستند دور دستانش و جسدش پيدا شد.مهديس کامکار روانپزشک در مورد مشکلات رواني که آزار جنسي کودکان مي تواند به همراه داشته باشد، مي گويد؛ «آسيب هايي که کودکان بر اثر آزار جنسي به آنها مبتلا مي شوند، آنقدر دامنه دار است که حتي بزرگسالي آنها را مي تواند تحت تاثير قرار دهد. چون سن کودکي، سني است که شخصيت کودکان در حال رشد و شکل گيري است. به همين دليل آزار جنسي کودکان در وهله اول مي تواند به وجود آوردن شخصيت چندگانه در کودکان را به همراه داشته باشد. تفکيک حافظه هم از ديگر مشکلات رواني کودکاني است که مورد آزار جنسي قرار گرفته اند.» خشونتي که عليه کودکان اعمال مي شود، خصوصاً اگر بعد جنسي داشته باشد، بيشتر حالت نوعي شوک رواني پيدا مي کند. شوک رواني از جمله مشکلاتي است که نبايد از کنار آن بي تفاوت گذشت؛ «شوک رواني، زمينه ساز بسياري از مشکلات ديگر است. کودکي که شوک رواني جدي به خاطر آسيب جنسي پيدا مي کند، مثل کودکي است که به دليل سيل يا زلزله آسيب ديده است، بنابر اين خودکشي زماني که کودک بفهمد چنين توانايي را دارد، يکي از عوارض اين موضوع است. افسردگي و ديگر مشکلات رواني هم بعد خفيف تر اين معضلات رواني است.» آزار جنسي کودکان مي تواند در حد زلزله يا سيل به کودک ضربه وارد کند، پس نبايد توقع داشته باشيم عواقب آن به همين جمله ها ختم شود؛ «بعضي اوقات شوک رواني ناشي از آزار جنسي کودک تا حدي بالا مي رود که مجبور مي شوند کودک را در بيمارستان بستري کنند. رشد او به تاخير مي افتد و افت تحصيل هم همراه اين مشکلات مي آيد. در مواردي حتي کودک مي تواند دست به ديگرکشي بزند که البته اين مورد بيشتر زماني که کودک بزرگ تر شده و به سنين نوجواني و جواني مي رسد، رخ مي دهد.»کودک آزاري سکه يي است که دو رو دارد، کودکي که آزار مي بيند و او که کودک را مورد آزار قرار مي دهد. مهديس کامکار در مورد جنبه هاي شخصيتي افرادي که کودکان را مورد آزار خصوصاً آزار جنسي قرار مي دهند، مي گويد؛ «اين افراد معمولاً به مشکلات رواني مثل سادومازوخيسم (لذت جنسي همراه با شکنجه) و اسکيزوفرني مبتلا هستند. اين افراد همچنين ممکن است اختلالات کنترل تکانه داشته باشند.يعني در لحظاتي خاص دچار خشم شديد شده و بعد از اعمال خود پشيمان شده. روانپريشي هم يکي ديگر از مشکلات آنهاست.» حادثه پاکدشت که پيش آمد مرتب تکرار شد که بيجه در کودکي مورد تجاوز جنسي قرار گرفته است و به همين دليل در بزرگسالي همين رفتار را تکرار کرده است. اين داستان که حالا شايد ديگر هم قديمي شده باشد، واقعيتي است که کامکار هم به عنوان يک روانپزشک به آن اشاره مي کند؛ «آمارها نشان مي دهد 90 درصد کساني که کودکان را مورد آزار جنسي قرار مي دهند در کودکي خود مورد آزار جنسي قرار گرفته اند يا به لحاظ رواني و جسمي آسيب ديده اند.» تابوي کودک آزاري مادر مرتضي مي گويد؛ وقتي رسيدم بالاي سر بچه، هنوز زنده بود داشت جان مي داد. نمي دانيم حرف هاي او را باور کنيم يا نه؟ شايد دوست داشته مرتضي را زنده ببيند. افکارش اين صحنه را خلق کرده است. در هر صورت مرتضي و خانواده اش از مهاجران افغاني هستند. آنها کمترين حقوق را دارند چرا که به صورت قاچاق زندگي مي کنند.پس عجيب نيست فکر کنند حقوق آنها چندين برابر آنچه در واقع اتفاق افتاده است، پايمال مي شود. بهرام بهرامي قاضي ديوان عالي کشور مي گويد؛ «در قوانين کشور ما در مواردي به کودک آزاري اشاره شده و آن را جرم دانسته اما متاسفانه اين قوانين در مورد کودک آزاري از طرف افراد غريبه بوده و در مورد اعمال کودک آزاري از طرف والدين کودک قانون ابهام زيادي دارد.»قانون نمي تواند آن طور که بايد از حقوق کودکان دفاع کند؛ «از آنجا که کودک آزاري در خانه اتفاق مي افتد اين عمل نوعي خشونت خانگي محسوب مي شود. به طور مثال وقتي يک نامادري درصدد شکنجه کودک باشد طبيعي است که کودک خردسال نمي تواند شکايت کند و سرپرست قانوني او يعني پدر هم معمولاً شکايت نمي کند چون نمي خواهد زنداني شدن همسرش را ببيند.»صحبت هاي بهرامي تنها يک بعد حقوقي مشکل کودک آزاري را مورد بررسي قرار مي دهد. فرح تافتاچي متخصص پزشک قانوني هم به يکي ديگر از اين جنبه ها اشاره مي کند؛ «مطالعه يي در زمينه کودک آزاري انجام شد که شايع ترين منطقه ارجاع جنوب شهر تهران بود. در نتايج اين تحقيق معلوم شد که بعضي از پسران و دختران در اثر سوءاستفاده جنسي فوت کرده اند و مرگ و مير در سنين پايين تر به علت عوارض شديدتر بوده است.»او ادامه مي دهد؛ «سوءاستفاده جنسي از کودکان به دليل طبيعت زشتي که دارد در اغلب موارد پنهان مي ماند و به علت سکوت کودک بسيار دير ديگران از اين موضوع خبردار مي شوند. در نتيجه اکثراً يافته ها و شواهد فيزيکي که موضوع را اثبات کند، وجود ندارد.» فرشيد يزداني رئيس انجمن حقوق کودکان هم در مورد تجاوز جنسي به کودکان و نوجوانان مي گويد؛ «ما مي دانيم که تجاوز به کودکان زياد اتفاق مي افتد اما فقط براساس آماري که از طريق صداي يارا از آذرماه 1380 تا آذرماه 1383 جمع آوري کرديم، فقط 5 درصد از مراجعين از تجاوز جنسي شکايت کرده بودند. البته اين رقم به هيچ وجه منعکس کننده واقعيت به طور کامل نيست چون مردم معمولاً اين مسائل را مخفي نگه مي دارند. ما مواردي داريم که مادر به خوبي از آزار جنسي با فرزندش باخبر است اما به روي خودش نمي آورد يا به فرزندش مي گويد که تو اشتباه مي کني يا اصلاً صدايت درنيايد، آبروي خانواده مي رود.» ليلي ارشد يکي از اعضاي سابق خانه کودک هم در اصلاح قانون در اين زمينه صحبت به ميان مي آورد؛ «تلاش براي اصلاح قانون کافي نيست، بايد کار فرهنگي کرد. هيچ کدام از ما براي پدر و مادر بودن آموزش نمي بينيم. هر کس رفتاري از پدر و مادرش ياد مي گيرد بدون آنکه بداند درست است يا غلط. ما مفهوم شهروند را ياد نمي گيريم و به کودکان تکليف و حق را ياد نمي دهيم.حمايت نکردن باعث بي توجهي عمومي مي شود. گسترش مشاوره ارزان در سطح جامعه طوري که همه امکان مراجعه و استفاده از آن را داشته باشند کمک بزرگي است تا از چنين حوادثي جلوگيري شود.» حدود يک ماه قبل از عيد بود مرتضي که کودک کار و خيابان بود آن روز صبح رفت فال بفروشد و ديگر برنگشت. نتيجه پزشکي قانوني هنوز نيامده اما آثار کودک آزاري روي بدنش بود و... |


