سه شنبه، ۲۰ شهریورماه ۱۳۸۶

کودکان و خانواده يي که نصف مي شود

 

 

شيما فرزادمنش

هوش و ذکاوت زيادي نمي خواهد. با نگاهي به بيلبوردهاي تبليغاتي و تيزرهاي تلويزيوني و عنوان فيلم مي توان حدس زد که اين بار نيز فيلمي با مضمون چندهمسري و تعدد زوجات در حال اکران است. با نگاهي به بيلبوردهاي تبليغاتي و تيزرهاي تلويزيوني و عنوان فيلم به راحتي مي توان حدس زد که «نصف مال من، نصف مال تو»تکرار کليشه نيمي از زندگي براي يک زن است. مثل ديه و ارث که نصفش به آنها مي رسد يا سرپرستي فرزندانش که اصلاً به او نمي رسد. روي پوسترهاي تبليغاتي مردي را مي بينيم وامانده ميان دو زن. مردي که انگار قرار است نصف شود. تصوير دختر بچه ها روي پوستر ها انگار دستمايه يي است براي ارتباط فيلم با سينماي کودک و نوجوان.

با ورود به سينما دشوار است که به خود بقبولانم به تماشاي سينماي کودک آمده ام. نه مخاطبان اصلي اين فيلم را در سينما ها کودکان تشکيل مي دهند و نه ديده ها و شنيده ها حاکي از فيلمي با موضوعي کودکانه است. آنچه از سينماي کودک و نوجوان در ذهنم نقش بسته بود، تصوير فيلم هايي چون گلنار، کلاه قرمزي و خواهران غريب بود. فيلم هايي که علاوه بر جذابيت به منزله بسته هاي آموزشي براي کودکان بودند که در لابه لاي داستان جذاب فيلم پنهان مي شد.

اما چندي پيش بود که وحيد نيکخواه آزاد کارگردان فيلم «نصف مال من، نصف مال تو» در مصاحبه يي عنوان کرد؛ «مخاطبش 12 سالگي آدم ها است.» گرچه وي معتقد است فيلمش بيشتر در ژانر سينماي خانواده تعريف مي شود. يعني فيلمي که تمام اعضاي خانواده را، اگر نه به يک اندازه، راضي مي کند. گرچه تهيه کننده فيلم هم «نصف مال من، نصف مال تو»را در زمره فيلم هاي کودک معرفي کرد اما آنچه با ديدن اين فيلم به ذهن مي آيد نه داستاني کودکانه است و نه نکته مثبتي براي کودکان به همراه دارد. داستان مردي که دو زن دارد و از هر کدام از زن هايش دختري همسن و سال هم. موضوع فيلم، ماجراهاي تلاش هاي کودکان براي پنهان ماندن موضوع دوزنه بودن پدر از مادران خود است. اين در حالي است که نه تنها دخالت هاي کودکانه در چنين موضوعي، امري پذيرفته شده در فرهنگ ما نيست، بلکه در واقعيت اين کودکان اند که اغلب به ابزاري براي کشمکش هاي خانواده ها بدل مي شوند. آنچه در اين فيلم به کودک نشان داده مي شود، تصويري از روابط افراد در يک خانواده غير معمول با يک پايان سازشکارانه غيرواقعي است که به گفته برخي روانشناسان مي تواند بدآموزي و نکات منفي هم براي آنان داشته باشد. در صورتي که براساس تعاريفي که از سينماي کودک وجود دارد، فيلمي که کودکان بدون اجبار و با رغبت آن را تماشا کنند و مضمون فيلم براي آنها از نظر روحي و رواني زيانبار نباشد، فيلم کودک و نوجوان لقب مي گيرد. همچنين در اين فيلم شاهد نوعي پسرفت فرهنگي در رابطه با خانواده هستيم. چرا که سال ها پيش فيلمي چون خواهران غريب عرضه مي شد که در آن تلاش هاي کودکان براي بازسازي کانون خانواده را همراه با پدر و مادر نشان مي داد و امروز پس از سال ها فيلمي براي کودکان اکران مي شود که در آن راه هاي نصف کردن خانواده و زندگي يک مرد به عنوان پدر همراه با دو زن و کودک به کودکان آموزش داده مي شود،

در زمينه نقش و تاثير رسانه هاي جمعي بر افراد و خصوصاً کودکان دکتر شهلا اعزازي استاد دانشگاه علامه طباطبايي معتقد است؛ «از زمان ايجاد رسانه هاي تصويري مثل تلويزيون و سينما مبحث جديدي در علوم انساني به نام جامعه پذيري از طريق رسانه هاي تصويري مطرح شد. اما تاثير رسانه هاي تصويري بر کودکان به دليل کمتر بودن سن، اطلاعات و دانسته هاي آنها اهميت بيشتري دارد. در واقع رسانه از مهمترين عوامل جامعه پذيري هنجارهاي يک جامعه در کودکان و آشنايي آنان با نقش هايي است که از آنها اطلاعي ندارند. بدين ترتيب کودکان از آنچه در رسانه هاي تصويري ارائه مي شود، به عنوان الگو استفاده مي کنند و اين الگوها را در موقعيت هايي که برايشان ناآشناست به کار مي گيرند. »

اين جامعه شناس در رابطه با الگوسازي و ترويج هنجارها از طريق رسانه ها افزود؛ « از مهمترين وظايف رسانه هاي جمعي آموزش الگوها و هنجارهاي يک جامعه به کودکان است که مي تواند هم مثبت و هم منفي باشد. در واقع از آنجا که کودکان با بسياري از پديده ها آشنا نيستند و پيش زمينه ذهني کامل و مناسبي از روابط و نقش هاي اجتماعي ندارند، در صورتي که رسانه ها به آموزش ارزش ها و هنجارهاي روز و منطبق با نيازهاي جامعه بپردازند، نقش کمک کننده، مثبت و تسهيل کننده دارند و در صورتي که به ترويج ارزش هاي سنتي و منسوخ شده يي بپردازند که در شرايط کنوني نبايد آموزش داده شود، نقش مخرب در ساختارهاي ذهني کودکان دارند و باعث ايجاد پيش داوري در آنها مي شود که اين همان کارکرد منفي رسانه ها است. » از آنجا که رسانه ها به صورت پنهان و به مرور زمان به تغيير ساختارهاي ذهني مي پردازند، تاثيرشان نيز کاملاً غير ملموس و نامرئي است و به همين دليل هم افراد (چه بزرگسالان و چه کودکان) ناآگاهانه تحت تاثير قرار مي گيرند تا حدي که به انکار آن مي پردازند. در حالي که در جامعه در مورد قوانيني ( که نمونه اش ماده 23 لايحه حمايت از خانواده است که اخيراً مطرح شد) که مربوط به بزرگسال مي شوند، اعتراض و انتقاد هميشه به سرعت انجام مي گيرد؛ اما در مورد ترويج همان فرهنگ از طريق سينما آن هم براي کودکان که به مراتب تاثيرگذارتر است، نه تنها انتقادات کمتر است بلکه عموماً اعتقادي هم به تاثيرگذاري آن نيست. به هر حال ترويج و بازتوليد موضوعاتي همچون چند همسري از طريق سينما و تلويزيون براي کودکان، آن هم در حالي که اکثر افراد جامعه اين موضوع را تقبيح مي کنند و اين روابط جزء روابط طبيعي محسوب نمي شوند، باعث طبيعي جلوه دادن روابط غير طبيعي خواهد شد که به دليل دگرگوني و تغيير شرايط و تفکرات امروز زنان و مردان، در آينده تعارضات و آسيب هاي اجتماعي بسياري در خانواده و صدالبته براي جامعه به دنبال خواهد داشت.

منبع : روزنامه اعتماد

 
 
  
Best View: Internet Explorer 5+
Copyright © 2007 IRSPRC. All rights reserved.
Powered & Hosted by Gardoon