| رعب کودک آزاري در جان بزرگ ترها | |
|
|
|
|
|
|
| مسعود مير | |
گروه اجتماعي؛ شايد مضحک به نظر برسد اما حالا وقتي واژه هاي «کفتار» يا حتي «لودر» را در دنياي مجازي جست وجو مي کنيم، به آخرين پرونده رو شده از باندهاي مخوف کودک آزاري در ايران مي رسيم که عادت کرده ايم هرچند وقت يک بار به بهانه دستگيري اعضاي يکي از اين باندها افسوس بخوريم و نگران شويم و البته بعد از مدتي همه چيز را فراموش کنيم. هفته گذشته وقتي محمد معروف به هادي لودر سرکرده باند کفتارها به دستور سردار عليپور رئيس پليس امنيت عمومي تهران پيش روي خبرنگاران درباره فعاليت باندشان توضيح داد، يک بار ديگر سايه باندهاي کودک آزار بر سر زندگي شهروندان به وضوح قابل رويت بود.نام هاي رعب آور اعضاي باند کفتار پس از کشاندن نوجوانان 11 تا 15 ساله به پارک جنگلي لويزان لباس هاي آنها را درآورده و از آنها مي خواستند فرار کنند. وقتي پسران قصد فرار داشتند اعضاي باند آنها را مي گرفته و به آنها تجاوز مي کردند. بيجه مرودشت و سه همدستش به اتهام آزار و قتل دو کودک در دادگاهي غيرعلني محاکمه شدند. پيش از شروع جلسه محاکمه وکلاي مدافع متهمان از حضور در دادگاه و دفاع از چهار نوجوان متهم انصراف دادند. متهمان مرودشتي به ترتيب 5/18 ، 18 ، 17 و 15 سال سن داشتند و با مطرح شدن ماجراي کودک آزاري آنها بحث هاي مختلفي درباره کاهش ميانگين سني کودک آزارها مطرح شد.سرکرده اين گروه به اين دليل به بيجه مرودشتي معروف شد که دو ماه قبل از دستگيري کودک آزاران مرودشتي پرونده فجيع ترين کودک آزاري در ايران با اعدام محمد بسيجه بسته شده بود. محمد بسيجه که به بيجه معروف شده بود، متهم رديف اول جنايات پاکدشت بود. جنايتي که در آن 20 کودک پس از تجاوز به طرز فجيعي تکه تکه و در کوره آجرپزي سوزانده شده بودند.بيجه 22 ساله از سوي شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران به 16 بار قصاص محکوم شد. بيجه به کودکان پاکدشتي، قيام دشتي و خاتون آبادي تجاوز کرده بود و هنگامي که خبر دستگيري اش در 15 شهريور 83 به اطلاع مردم رسيد، روحيه ايراني ها را جريحه دار کرد. اعدام بيجه با نوعي ابراز انزجار عمومي همراه شد و اين موضوع تا جايي پيش رفت که در روز اعدام، بيجه از طرف عده اي از مردم پاکدشت مورد هجوم قرار گرفت و يکي از بستگان يکي از قربانيان پهلوي بيجه را با چاقو شکافت. وقتي طناب دار گردن بيجه را فشرد، صورت مساله بزرگترين پرونده کودک آزاري ايران بسته شد، اما ديگر نمي شد پرونده اي که در اذهان مردم درباره کودک آزاري گشوده شده بود را بست. تا پيش از اينکه ماجراي کودک آزاري بيجه علني شود هم هرچند وقت يک بار خبري از باندهاي چندنفره کودک آزاري مطرح شده است. مرد عنکبوتي در مشهد کودکان زير 10 سال را طعمه اهداف پليدش مي کرد. او کودکاني را که براي خريد مايحتاج منزل از خانه خارج مي شدند اغفال مي کرد و در هنگام دستگيري هم به 4 فقره کودک آزاري در سال 81 و 5 فقره کودک آزاري و کودک ربايي در سال 82 اعتراف کرد. همزمان با دستگيري مرد عنکبوتي پرونده مرد 35 ساله اي که تاکنون ده ها کودک را مورد آزار و اذيت قرار داده بود، به شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران ارسال شد. متهم معروف به رتيل در شبعه 5 پليس آگاهي تهران بازجويي شد و به صورت فوق العاده مورد محاکمه قرار گرفت. يکي ديگر از پرونده هاي پرحاشيه کودک آ زاري مربوط به آزار و اذيت چند پسربچه در يک مرکز بازي هاي رايانه اي بود که موارد مشابه ديگري را هم در پي داشت. با اين اوصاف مي توان اين گونه ادعا کرد که کودک آزارها هرچند وقت يک بار با نامي رعب آور ظهور مي کنند و حساسيت عمومي را برمي انگيزند و باز تا گشوده شدن پرونده اي ديگر همه چيز آرام مي گيرد. حرف آزار ماده 19 پيمان نامه حقوق کودک صريحاً از کشورهاي عضو مي خواهد اقدامات قانوني را انجام دهند تا کودکان در |


