سه شنبه، ۲ مردادماه ۱۳۸۶
مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودکان در گفت وگو با شرق؛
 
آموزش کودک آزاري را کاهش مي دهد
 
 نگار حسيني


چندي پيش خبري مبني بر دستگيري باندي با عنوان باند کفتارها در تهران شنيده شد. اين افراد در جنگل لويزان به پسران نوجوان تعرض مي کردند. اين چندمين موردي است که طي سال هاي اخير در تعرض جنسي به کودکان اتفاق مي افتد. به اين بهانه با فرشيد يزداني مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودکان گفت وگو کرده ايم.

***

 اين روزها خبر تعرض جنسي به کودکان از جمله خبرهاي هميشگي است. چه چيز موجب افزايش اين نوع خشونت در سطح جامعه مي شود؟

شرايط اقتصادي و فرهنگي است که به اين داستان خشونت دامن مي زند. خشونت به شدت در حال افزايش است. انجمن در سال گذشته يعني اوايل سال 85 و پيش از آن در ماه تنها 5 يا 6 مورد کودک آزاري گزارش داده بود اما در چند ماه گذشته هر روز يک مورد کودک آزاري داشته ايم، که البته بعضي از اين موارد واقعاً جدي و تاسف آور بوده اند. پاره اي از اين موارد حتي توسط نزديکان کودک روي داده است. اين نياز به يک کنکاش جدي در حوزه هاي اجتماعي و اقتصادي دارد. اين خطري است که نه تنها امروز کودکان بلکه آينده جامعه را نيز تهديد مي کند.

 با اين حساب به نظر مي رسد خشونت عليه کودکان در حال گسترش است؟

تجربه ما در اين سال ها نشان مي دهد که اين خشونت در حال افزايش است و نيز اوضاع اقتصادي و اجتماعي اين خشونت را دامن مي زند.

 شرايط اقتصادي و اجتماعي چگونه مستقيماً بر خشونت در اجتماع تاثير مي گذارد؟

شکاف اقتصادي در جامعه منجر به اين شده که لايه مياني درآمد لاغر شود. يعني از قشر متوسط کم شود. اين البته به اين معنا نيست که ثروتمندان افزايش يافته اند بلکه فقرا بيشتر شده اند. وقتي اين نابرابري اتفاق مي افتد، حاشيه نشيني زياد مي شود و حاشيه نشيني منجر به افزايش خشونت مي شود.

 يعني شما معتقديد که اين خشونت از دل فقر در جامعه برمي خيزد؟ مقصودم اين است که در ميان اقشار فقير خشونت بيشتر است؟

نه، از فقر نه، بلکه از نابرابري در جامعه. نابرابري در فرصت ها که منجر به حاشيه نشيني و فقر مي شود. در اين حالت فرد نمي تواند به آموزش برسد. وقتي آموزش نبيند، اعتياد و ناهنجاري به وجود مي آيد که توليد خشونت مي کند. در حال حاضر يک ميليون و 700 هزار کودک وجود دارند که در چرخه تحصيل وارد نمي شوند، اين موجب مي شود کودک مهارت هاي زندگي را نبيند و اساساً داراي رفتارهاي خشونت آميز شود.خشونت در جامعه در حال نهادينه شدن است.اين حتي در نظام آموزشي ما هم به چشم مي خورد. مهرباني را کمتر در سيستم آموزشي آموزش مي دهيم. همين طور نمونه هايي به ما مراجعه کرده اند که در مدرسه تنبيه شده اند. به هر حال ياد ندادن مهارت هاي زندگي و ارتباطي ايجاد خشونت مي کند.

 چه عواملي از نهادينه شدن اين اقدام ها جلوگيري مي کند؟

اين يک فرآيند پيچيده است. در گام نخست، دولت مي تواند اين کار را انجام دهد. همين طور NGO ها. اما به هر حال دخالت مردم در اين ميان محدود است. براي مثال يکي از کارهايي که در اين زمينه مي توان انجام داد و انجمن پيشنهاد داده، اين است که يک درصد هزينه ها براي صلح يا کودکان کار هزينه شود. 

شما تصور مي کنيد اگر اقتصاد اصلاح شود مشکل حل مي شود؟

مباني ايجاد خشونت در خانواده هاي فقير بيشتر است. اما در ميان ثروتمندان اين خشونت به عدم آموزش بازمي گردد. به هر حال اگر خشونتي اتفاق بيفتد ما مسووليت را متوجه دولت مي دانيم، چه به لحاظ به وجود آمدن و چه به لحاظ رفع آن. منظورم البته دولت خاصي نيست. همه دولت هاي گذشته و نيز همين دولت مد نظر ما هستند.با توجه به شاخص هاي اجتماعي پيشتر اين هشدار داده شده بود که در دهه هشتاد خشونت افزايش مي يابد. ما به اندازه کافي به اين هشدار توجه نکرده ايم.

 در سال هاي اخير خانواده ها چقدر مشکل تعارض به کودکان را بيان مي کنند؟

ما چند نمونه برخورد خوب داشته ايم مثلاً برادر 22ساله اي خواهر 14ساله اش را که مورد تعرض قرار گرفته بود پيش ما آورد، البته دور از چشم پدر. در هر صورت نياز به آگاه سازي است و اين به قدر کافي وجود ندارد. صدا و سيما نقش اساسي دارد و اين نقش انجام نمي شود همان گونه که بسياري از موارد هنوز تابو است. عفونت را اگر پنهان کنيم بدتر مي شود. بايد آن را باز کرد.

 تفاوت اين نوع نگاه با نگاهي که در کشورهاي اروپايي جاري است، چيست؟

ما البته تحقيقي در اين زمينه نداريم. اما به هر حال در جامعه اروپايي راحت تر ابراز و پيگيري مي شود.

 واکنش خانواده ها درباره مورد تعرض قرار گرفتن دختر يا پسرشان چقدر متفاوت است؟

به نظر مي رسد در مورد پسران خيلي راحت تر اين موضوع را پنهان مي کنند و از فرآيند زندگي آينده حذف مي کنند. در دختران اين تاثير بسيار پيچيده تر است و ضربه جدي به آنها وارد مي کند. اما تعرض به دختران در جامعه اگر از پسران بيشتر نباشد، کمتر نيست و حتي اين موارد از طرف خانواده هاي اين دختران اعلام نمي شود بلکه وقتي فرد متعرض دستگير مي شود اين افراد معرفي مي شوند.

 تبعات اين مشکل در کدام جنس سخت تر است. دختران يا پسران؟

به نظر مي رسد در مورد دختران سخت تر است. در دختران اين موجب ادامه کار مي شود. بسياري از زنان خياباني، دختراني هستند که در سنين پايين مورد تعرض قرار گرفته اند ،

گاهي اوقات حتي خانواده ها دختر را طرد مي کنند و او ناچار در اين چرخه فساد مي افتد. 

پس مي توان نتيجه گرفت که دخترها به روسپيگري کشيده مي شوند و پسران خود عامل خشونت مي شوند؟

نه، ما تحقيقي نداريم. ولي در واکاوي اين موارد به نظر مي آيد. 

در مورد اين گروه کفتارها انجمن شما چه اقدامي مي تواند انجام دهد؟

ما خواسته ايم حدود 40 کودکي که مورد تعرض قرار گرفته اند با ما کار کنند تا اينکه اين مساله برايشان حل شود. اين تاثير را البته نمي توان پاک کرد. با اين حال با اين اقدام مي توان از بازتوليد خشونت جلوگيري کرد.

 به طور کلي کودک بودن اين افراد چقدر در اين موضوع که مورد تعرض قرار بگيرند مهم است؟

کودک هم به لحاظ آگاهي و هم به لحاظ جسمي ضعيف است. کودک تا سني اصلاً مفهوم اين رابطه را نمي فهمد. براي مثال دختري تا 11سالگي مورد تعرض قرار مي گرفت و بعد فهميد که اين غيرعادي است. آموزش جنسي خيلي مهم است. بايد براي دانش آموزان آموزش جنسي داده شود. ما صرفاً آموزش جنسيتي داريم. اينکه دختران سبزي پاک مي کنند و پسران مکانيکي. اين آموزش ها بايد در آموزش و پرورش بيشتر شود.
 
 
  
Best View: Internet Explorer 5+
Copyright © 2007 IRSPRC. All rights reserved.
Powered & Hosted by Gardoon